فضای مدرسه زمانی پربارتر میشود که دانشآموز احساس کند دیده میشود، میتواند سؤال بپرسد و فرصت تجربه کردن دارد.
وقتی از یادگیری در مدرسه صحبت میکنیم، معمولاً به کتابهای درسی، تکالیف، امتحان و نمره فکر میکنیم. اما بخش مهمی از یادگیری کودک در موقعیتهایی اتفاق میافتد که در هیچ صفحهای از کتاب نوشته نشدهاند.
کودک در مدرسه یاد میگیرد چگونه با دیگران گفتوگو کند، نوبت خود را رعایت کند، نظر متفاوت را بپذیرد، در یک فعالیت گروهی همکاری کند و در زمان اختلاف، راهی برای حل مسئله پیدا کند.
این تجربهها در کنار آموزش درسی، بخشی از مسیر رشد کودک هستند.
یک کار گروهی ساده، درسهای زیادی دارد
فرض کنید چند دانشآموز باید با همکاری یکدیگر یک کاردستی یا پروژه کلاسی انجام دهند.
آنها فقط مشغول ساختن یک کاردستی نیستند. در همین فعالیت ساده باید درباره تقسیم وظایف تصمیم بگیرند، به نظر یکدیگر گوش دهند، منتظر نوبت بمانند و گاهی از خواسته خود کوتاه بیایند.
حتی اگر نتیجه نهایی کاملاً بینقص نباشد، کودک تجربهای به دست آورده که ارزش آن فراتر از محصول نهایی است.
دوست پیدا کردن هم بخشی از یادگیری است
برای بعضی کودکان، برقراری ارتباط با همکلاسیها آسان است و برای بعضی دیگر زمان بیشتری میبرد.
مدرسه فرصت مناسبی برای تمرین مهارتهای ارتباطی است؛ از یک سلام ساده و شروع گفتوگو گرفته تا دعوت کردن یک دوست به بازی یا حل یک اختلاف کوچک.
والدین میتوانند در خانه درباره موقعیتهای اجتماعی با کودک صحبت کنند، اما لازم نیست برای هر رابطهای نسخه آماده داشته باشند. بهتر است گاهی از کودک بپرسند:
«اگر دوستت با تو همنظر نباشه، چه کاری میتونی انجام بدی؟»
این نوع گفتوگو به کودک کمک میکند قبل از قرار گرفتن در موقعیت واقعی، درباره راههای مختلف فکر کند.
اختلاف بین کودکان همیشه نشانه یک مشکل جدی نیست
کودکان ممکن است بر سر نوبت، بازی، وسایل یا انتخاب اعضای یک گروه با یکدیگر اختلاف پیدا کنند.
هر اختلافی به معنای خراب بودن رابطه نیست. اگر موقعیت امن باشد و اختلاف در حد معمول کودکان باقی بماند، میتوان به آنها فرصت داد تا با راهنمایی مناسب مسئله را حل کنند.
البته اگر رفتارهایی مانند تمسخر مداوم، تهدید، طرد کردن عمدی یا آزار تکرارشونده وجود داشته باشد، موضوع متفاوت است و نیاز به توجه و پیگیری بزرگسالان دارد.
رابطه خوب با معلم چه اهمیتی دارد؟
معلم فقط انتقالدهنده مطالب درسی نیست. برای کودک، معلم یکی از بزرگسالان مهم محیط مدرسه است.
وقتی کودک احساس کند میتواند سؤال بپرسد، اشتباه کند و بدون ترس درباره مشکلش صحبت کند، مشارکت او در کلاس نیز آسانتر میشود.
به همین دلیل، ارتباط محترمانه میان خانواده و معلم نیز اهمیت دارد. اگر مشکلی در رفتار یا یادگیری کودک وجود دارد، گفتوگوی آرام و مستقیم معمولاً بهتر از قضاوت یا مقایسه است.
کودک باید یاد بگیرد همه چیز همیشه مطابق میل او پیش نمیرود
در محیط مدرسه، کودک همیشه نمیتواند اولین نفر باشد، همیشه برنده شود یا همیشه دوست داشته باشد با همان فردی که انتخاب کرده کار کند.
تجربه این موقعیتها به کودک کمک میکند با ناکامیهای کوچک کنار بیاید و انعطافپذیری بیشتری پیدا کند.
والدین لازم نیست هر بار شرایط را طوری تغییر دهند که کودک هیچ ناراحتی یا ناکامی را تجربه نکند. بهتر است به او کمک کنند احساسش را بشناسد و راهی مناسب برای برخورد با آن پیدا کند.
تجربههای مشترک، خاطره و احساس تعلق میسازند
اردو، فعالیت گروهی، جشنهای مدرسه، مسابقات، کارهای هنری و حتی بازیهای ساده زنگ تفریح، فرصتهایی برای تجربه مشترک هستند.
این فعالیتها به کودک کمک میکنند احساس کند عضوی از یک گروه است و میتواند در کنار دیگران کاری را تجربه و به پایان برساند.
همین احساس تعلق میتواند تجربه مدرسه را برای کودک معنادارتر کند.
والدین در خانه چه کمکی میتوانند بکنند؟
لازم نیست هر روز از کودک بخواهیم فقط درباره درس و نمره صحبت کند.
گاهی سؤالهای سادهتری بپرسید:
«امروز با چه کسی بیشتر صحبت کردی؟»
«امروز چه کاری را با کمک دوستانت انجام دادید؟»
«امروز چیزی بود که اولش سخت بود ولی بعد توانستی انجامش بدهی؟»
این سؤالها به کودک نشان میدهند که تجربههای اجتماعی و احساسی او نیز برای والدین مهم هستند.
مدرسه فقط محل گرفتن نمره نیست
کودک در مدرسه علاوه بر خواندن، نوشتن و حساب کردن، در حال یادگیری چیزهای دیگری هم هست: همکاری، گفتوگو، احترام، مسئولیتپذیری، حل اختلاف، پذیرش تفاوتها و شناخت بهتر احساسات خودش و دیگران.
کتابها بخش مهمی از آموزش هستند، اما همه یادگیری در صفحات آنها اتفاق نمیافتد.
گاهی یک گفتوگو با دوست، یک کار گروهی، یک اختلاف کوچک که بهدرستی حل میشود یا حتی کمک کردن به یک همکلاسی، میتواند درسی باشد که کودک برای مدت طولانی با خود همراه داشته باشد.
